سید رضا خطیبی: کار سه بعدی را ادامه خواهم دارد، این بار در ژانر ماورایی! | دانلود فیلم با لینک مستقیم




...

سید رضا خطیبی: کار سه بعدی را ادامه خواهم دارد، این بار در ژانر ماورایی!

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

در ابتدا بگویید شما که قصد ساختن یک فیلم سه بعدی را داشتید، چطور شد که به سراغ یک قصه معروف و کلاسیک که برای مخاطب شناخته شده است، نرفتید؟

شاید اگر یک قصه کلاسیک را می‌ساختم کار جذاب و دوست‌داشتنی می‌شد، اما چیزی که در ذهنم داشتم این بود که همه ما در دوران کودکی چنین حسی که از طرف بزرگ‌ترها مورد بی‌توجهی قرار بگیریم تجربه کرده‌ایم. دوست داشتم به این مسئله که در بسیاری از موارد بچه‌ها از بزرگ‌ترها باهوش‌تر هستند و نگاه تیزتری دارند و بسیاری از مسائل را بهتر و سریع‌تر متوجه می‌شوند، بپردازم.

آدم‌ها هر چه در سن پایین‌تری باشند ترس‌هایشان هم کمتر است و هر چه سن‌شان بالاتر می‌رود محتاط‌‌‌تر می‌شوند، بنابراین بچه‌ها همیشه تا انتهای هر راهی را می‌روند و من دوست داشتم طی یک قصه‌ای این موضوع را بیان کنم.

 

چرا تصمیم گرفتید این فیلم را به صورت سه بعدی بسازید؟ آیا قصد دارید ساخت فیلم به صورت سه بعدی را ادامه بدهید؟

سال 2000 در جشنواره‌ای در فرانسه به صورت اتفاقی با ژان ماری بوله، استریوگراف یا متخصص فیلمبرداری سه بعدی فرانسوی آشنا شدم. او از علاقه خودش به سینمای ایران برایم گفتم که صحبت‌هایمان در آن جشنواره منجر به ساخت فیلم «فرداهای قشنگ تهران» شد.

پس از آن، حدود دو سال پیش دوباره به ژان ماری پیشنهاد دادم که با همکاری هم یک فیلم سه بعدی در ایران بسازیم و او که در سفر قبلی‌اش به ایران و سینمای ما علاقه‌مند شده بود خیلی از این پیشنهاد استقبال کرد و این کار را با همراهی آقای احمدی به عنوان تهیه‌کننده انجام دادیم و «جنجال در عروسی» دومین فیلم و تجربه کاری مشترک من با یک سینماگر فرانسوی شد.

از سوی دیگر تهیه‌کننده فرانسوی آقای احمدی را می‌شناخت و پیش از این با هم کار کرده بودند. او فیلم «حریم» را دیده بود و خیلی علاقه داشت که در آن فیلم نیز حضور داشته باشد. بنابراین تصمیم گرفتند که با هم به صورت مشترک کار کنند.

اگر شرایط مناسب فراهم شود قطعا کار سه بعدی را ادامه خواهم داد اما این بار دوست دارم فیلم سه بعدی در ژانر وحشت بسازم. به دلیل اینکه از طرفی به ژانر وحشت خیلی علاقه‌مندم و از طرف دیگر فیلم‌های ترسناک اگر به صورت سه بعدی ساخته شوند کارهای خیلی خوبی می‌شوند و با چند ایده به راحتی می‌توان آن حس ترس و وحشت را به کاملا مخاطب منتقل کرد.

یکی از موضوعاتی که برایم بسیار جذابیت دارد و قصد دارم در صورت مهیا شدن شرایط و کسب مجوزها به صورت سه بعدی به آن بپردازم مسائل ماورایی است. فکر می‌کنم چنین موضوعی در فرم سه بعدی می‌تواند کار متفاوت و مورد توجهی باشد.

اما مسئله‌ای که در این زمینه وجود دارد خط قرمزها و چارچوب‌هایی است که به واسطه مسائل اعتقادی با آن مواجهیم و باید خیلی با احتیاط در این زمینه پیش رفت.

 

چطور شد که بعد از «حریم» که در ژانر وحشت بود، این بار به سراغ کار کودک رفتید؟

دلیل اینکه سراغ ژانر کودک رفتم این بود که ژانر کودک به واسطه رنگ، تصاویر و محتوا شرایطی دارد که فضای لازم برای ساخت فیلم به صورت سه بعدی را در اختیار سازنده فیلم قرار می‌دهد در حالی که یک فیلم اجتماعی اگر قرار باشد به صورت سه بعدی ساخته شود هیچ جذابیت خاصی نخواهد داشت. سه بعدی بودن هیچ چیزی به یک فیلم اجتماعی اضافه نمی‌کند و سه بعدی دیدن آدم‌های رئال هیچ اهمیتی ندارد، در حالی که در مورد فیلم‌های کودکان از طریق سه بعدی می‌توانیم فضا را برای مخاطب متفاوت و جذاب‌تر کنیم.

من تا به حال هیچ فیلم اجتماعی را ندیدم که به صورت سه بعدی ساخته شود. ولی در ژانر کودک و همچنین ژانر وحشت و اکشن فیلم‌های زیادی به این روش ساخته می‌شود زیرا این قبیل آثار ظرفیت لازم برای اینکه به صورت سه بعدی ساخته شوند را دارند و تصاویر سه بعدی برای مخاطب جذابیت زیادی خواهد داشت.

 

چرا در فیلم از لهجه یزدی استفاده کردید؟

فیلم در شهر تفت استان یزد ساخته شد و به نظر من این خیلی قشنگ است که در فیلم‌هایمان از لهجه‌ها و فرهنگ‌های مختلف کشورمان استفاده کنیم. من نمی‌دانم چرا ما از لهجه‌های سایر شهرهایمان در فیلم‌ها استفاده نمی‌کنیم و اگر هم گاهی این کار را انجام می‌دهیم برای شوخی و ایجاد طنز است در حالی که ما لهجه‌های بسیار زیبایی داریم.

متاسفانه یک ذهنیتی ایجاد شده که استفاده از لهجه‌ها مفهوم طنز و حتی گاهی تمسخر پیدا کرده است. در صورتی که لهجه‌ها واقیت‌های زیبای زندگی ماست و اصلا مسئله خنده‌داری نیست و این ذهنیت اشتباه را باید تغییر داد.

در مورد «جنجال در عروسی» قصه فیلم در تفت اتفاق می‌افتاد و اگر کاراکترهای فیلم در یزد با لهجه یزدی صحبت نمی‌کردند و کاملا فارسی حرف می‌زدند، اشتباه بزرگی بود. در این فیلم از لهجه به عنوان یک ابزار استفاده نشده هم کاراکتر منفی فیلم با لهجه یزدی حرف می‌زند و هم بچه‌ها که قهرمان داستان هستند. پس اگر به صورت درست از لهجه‌ها استفاده شود خیلی خوب است. بهتر است به مرور ذهنیت اشتباهی که به وجود آمده را تغییر دهیم.

گاهی فکر می‌کنم شاید دلیل اینکه لهجه‌ها برای من جذابیت دارد این است که در ایران زندگی نمی‌کنم ولی واقعیت این است که من کاملا از لهجه‌های مناطق مختلف ایران لذت می‌برم.

 

شما کار تئاتر هم کرده‌اید. آیا تئاتر هم برایتان حکم سرگرمی دارد؟

نه تئاتر را خیلی بیشتر دوست دارم و علاقه‌مندم که در زمینه تئاتر بیشتر فعالیت کنم ولی نمی‌دانم در ایران چطور می‌شود کار تئاتر کرد. مثلا ترجیح می‌دهم هر سال یا دو سال یک بار یک تئاتر روی صحنه ببرم.

 

در فرانسه چقدر تئاتر کار کرده‌اید؟

من در فرانسه وقتی کلاس تئاتر می‌رفتم خیلی پی‌گیر بودم که بتوانم کار کنم اما به نتیجه مطلوبی نرسیدم. به همین دلیل شروع کردم به ساختن فیلم کوتاه و از آنجا که استعدادی در بازیگر تئاتر نداشتم کم کم به سمت کارگردانی تئاتر رفتم. به مرور چند فیلم کوتاه و نیمه بلند ساختم و در همین روند با افراد زیادی آشنا شدم و کم کم از روی صحنه و مقابل دوربین به پشت صحنه و دوربین تغییر مکان دادم. در حالی که واقعا بازیگری را حتی در حد یک نقش کوتاه خیلی دوست دارم.

 

تجربه بازیگری چقدر به شما کمک می‌کند برای انتخاب بازیگرها و گرفتن بازی از آنها؟

دنیای سینما با تئاتر خیلی متفاوت است. در سینما اگر بازیگر نتواند نقش را آن گونه که مطلوب است در بیاورد آن سکانس را چندین و چند بار می‌توان گرفت به قدری که بالاخره نتیجه مورد نظر بدست بیاید اما در تئاتر چنین امکانی وجود ندارد. اگر بازیگر نتواند حس نقش را بگیرد، کار خراب می‌شود و حتی روی بازی بقیه هم تاثیر می‌گذارد و باعث ضیعف شدن کار آنها هم می‌شود.

در تئاتر اگر قرار باشد با گفتن جمله‌ای مخاطب منقلب شود و تو نتوانی حس مورد نظر برای گفتن آن جمله را ایجاد کنی، بقیه جمله‌های در پی آن نیز خراب می‌شود. ولی در سینما این سختی‌ها وجود ندارد.

 

نتیجه کار در «جنجال در عروسی» چقدر برایتان رضایت‌بخش بود؟

اصولا نباید این سوال را از کارگردان پرسید زیرا حداقل من در مورد خودم معتقدم که اگر از نتیجه کارم راضی باشم در کار بعدی چیزی وجود ندارد که بخواهم به آن برسم. بنابراین همیشه باید از کار خودم ناراضی باشم تا در کار بعدی جایی برای ارتقا وجود داشته باشد.

دوست دارم هیچ وقت رضایت کامل نداشته باشم تا به این فکر کنم که کار بعدی را بهتر خواهم ساخت و ایرادها را برطرف خواهم کرد.

همانگونه که هیچ وقت از یک مادر نمی‌توانیم بپرسیم فرزندت را چقدر دوست داری از یک کارگردان هم نمی‌توان پرسید که از کارت چقدر راضی هستی چون از طرفی برای کارش زحمت کشیده و می‌خواهد بهترین باشد از طرف دیگر اگر احساس رضایت کند و به خودش نمره کامل بدهد در حقیقت راه پیشرفت را برای خودش مسدود کرده است.

(1)

The post سید رضا خطیبی: کار سه بعدی را ادامه خواهم دارد، این بار در ژانر ماورایی! appeared first on .




...

ارسال نظر





Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.